برگ تاک (فرید ابدی)


فرید ابدی

دو بیتی

---------------------------------


ز سوز عشق تو می نالم امروز

به این درد و غمم می بالم امروز

دلیل مستی ام ،ای برگی از تاک

از این پس تو بگو، من لالم امروز


لینک این دو بیتی در سایت ادبی شعر یار و نظر اساتید

احسن الخالقین (زلال)

فرید ابدی

زلال

----------

بیا با من

سفر تا او، گذر از تن

اگر تنهاترین هستی مشو غمگین

خدا داند که این دنیا نمی ارزد به یک ارزن

تو ای زیبا ترین مخلوق این هستی

مسیرت تا خدا روشن

تویی احسن

لینک این زلال در سایت شعر یار

ببار بانو ، بتاب بر من

منم درگیر این فکرم...

که میشه آسمون بود و نبارید!!

یا که خورشید شد و هرگز نتابید!!


ببار بانو تا عشقم بارور شه 

بتاب تا عاشقت هم باورش شه...

سروده استاد  كريم لقماني سروستاني(s@rv)

 یک باردیگرنان ميان سفره دیدم

درعمرخودهرگزبه غیرازآن ندیدم

نام کباب وُ مرغ برایم قصه باشد

من طعم بدبختی وُغمهاراچشیدم

بابا به خانه میرسداوشادوخندان

ازبهرنانی گشته مغموم وُپریشان

باکوله باری پرزغمهای زمانه

درپشت شادیها دارد اشک پنهان

پیری نشسته برضمیروچهره ی او

باسختی این روزگارش کرده اوخو

افسوس ازاین زندگی بااین نداری

پس آنکه بایددست ما گیردبگوکو

اومنگ درافکارفردایش نشسته

دست دعادارد ، تن اوخُردوخسته

داندبغیرازاوبرایش دادرس نیست

اوجزخدابراین جماعت دل نبسته

پيغام گير تلفن شاعران  ( از وبلاگ جناب آقای محمد رسول باوند پور)



حافظ : 


رفته ام بيرون گر از كاشانه ي خود ,  غم مخور 


تا مگر بينم رخ ِ جانانه ي خود ,  غم مخور 


بشنوي پاسخ ز  حافظ ,  گر كه بگذاري پيام 


آن زمان كو باز گردد خانه ي خود ,  غم مخور 


***********************************


سعدي : 


از آواي دل انگيز تو مستم 


نباشم منزل و  شرمنده هستم 


به پيغام تو خواهم گفت پاسخ 


فلك گر فرصتي دادي به دستم 


******************************


فردوسي : 


نمي باشم امروز اندر سراي 


كه رسم ادب را بيارم به جاي 


به پيغامت اي دوست گويم جواب 


چو فردا بر آيد بلند آفتاب 


*****************************


خيام : 


اين چرخ و  فلك عمر مرا داد  به باد


ممنون توام كه كرده اي از من  ياد


رفتم سر كوچه منزل باده فروش 


آيم چو به خانه پاسخت خواهم داد 


*******************************


مولانا : 


وقت سحر ز  خانه ام ,  رفتم برون رقصان شوم 


شوري بر انگيزم به پا ,  خندان شوم  شادان شوم  


بر گو به من پيغام خود ,  هم نمره و  هم نام خود 


فردا تو را پاسخ دهم ,  جان تو را قربان شوم 


**********************************


منوچهري : 


از شرم به رنگ باده باشد رويم 


در خانه نباشم كه سلامت گويم 


بگذاري اگر پيام  پاسخ دهمت 


زان پيش كه همچو برف گردد رويم 


**************************


بابا طاهر  :


تليفون كرده اي جانم فدايت 


الهي مو به قربون صدايت 


چو از صحرا بيايم  نازنينم


فرستم پاسخي از دل برايت 


******************************


نيما يوشيج : 


چون صداهایی که می آید 


شباهنگام از جنگلي خاموش 


از شغالی دور


گر شنیدی بوق


بر زبان آر آن سخن هایی که خواهی بشنوم


در فضایی عاری از تزویر


ندایت چون انعکاس صبح آزا کوه


پاسخی گیرد ز من از دره های یوش 


*****************************


شاملو : 


بر آبگینه ای از جیوه ي سکوت


سنگواره ای از دستان آدمیت


آتشی و چرخی که آفرید


تا کلید واژه ای از دور شنوا


در آن با من سخن بگو


که با همان جوابی گویم


آن گاه که توانستن سرودي است


*******************************


فروغ فرخ زاد : 


نیستم ... نیستم ... اما می آیم ... می آیم ... می آیم ...


با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار می آیم ... می آیم ... می آیم ...


آستانه پر از عشق می شود


و من در آستانه به آن ها که پیغام گذاشته اند


سلامی دوباره خواهم  گفت 


****************************************

با تشكر از منابع 

http://mrbavandpoor.blogfa.com/

تبار عشق (فرید ابدی)

ترانه

فرید ابدی

--------------------------

ما دو تا؛ حِسّ جنونیم, تبِ تند ؛ مزّه ی فریاد

طعم عشقی که چشیدیم, تا ابد نمیره از یاد

 

تُو دلت باغ گل یاس, واسه من یه قبله گاهی

روشنی  پاک و زلالی , تو همیشه تکیه گاهی

 

عطر حرفای قشنگت ، بوی گل مثل شقایق

تو به داد من رسیدی، وقت لمس این دقایق

 

تو که باشی پیش قلبم, خونه بی فروغ نمیشه

عاشقانَست هرچی گفتم, عاشقی دروغ نمیشه

 

ما دو تا از یه تباریم، از یه قوم رفته از یاد

دو تا قطره از یه دریا، هردو عاشق هردو همزاد

 

من و تو ناجی این حس, کمِ از ما توی دنیا

قدرِ این عشقُ بدونیم , عشق ما مثل یه رؤیا

لینک تبار عشق در وبسایت شعر یار

لینک تبار عشق در انجمن ترانه سراها 

تبار سبز (استاد عزیزم شاعره بانو گلیان)


 

گفتگوی باد و بارون، حسّ مبهم یه رازه

جنسمون از آدم اما ، بینمون راه درازه

کی به گوش تب رسونده هق هق نگفته ها رو؟

کی به راه شب کشونده مقصد نرفته ها رو؟

فهممون تو این ولایت، حقِ سادمون و خورده

ما که عاشقی نکردیم، عشقمون تو خلسه مرده

خالی از حالِ من و تو، فکرو ذهنِ دایه هامون

ترسایی که مونده باقی ، از هجومِ سایه هامون

مردِ هم قبیله ی من ، مرگش از هجوم درده

زنِ هم قبیله ی من ، غصه ها شو دوره کرده

حالا از کجایِ قصه برسیم به زندگیمون؟

اینه رسم و راه آدم ، اینه رسم بندگیمون

ما تبارِ سبزمون و ، به غبار تیره دادیم

سرخه گونه هامون اما...سهم بوسه های بادیم


فروغ فرخ زاد >> بر روی ما نگاه خدا خنده می زند


بر روی ما نگاه خدا خنده می زند،
هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم
زیرا چو زاهدان سیه كار خرقه پوش،
پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایم

پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود،
بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا
نام خدا نبردن از آن به كه زیر لب،
بهر فریب خلق بگوئی خدا خدا

ما را چه غم كه شیخ شبی در میان جمع،
بر رویمان ببست به شادی در بهشت
او می گشاید … او كه به لطف و صفای خویش،
گوئی كه خاك طینت ما را ز غم سرشت

توفان طعنه، خنده ی ما را ز لب نشست،
كوهیم و در میانه ی دریا نشسته ایم
چون سینه جای گوهر یكتای راستیست،
زین رو بموج حادثه تنها نشسته ایم

مائیم … ما كه طعنه زاهد شنیده ایم،
مائیم … ما كه جامه تقوی دریده ایم؛
زیرا درون جامه بجز پیكر فریب،
زین هادیان راه حقیقت، ندیده ایم!

آن آتشی كه در دل ما شعله می كشید،
گر در میان دامن شیخ اوفتاده بود؛
دیگر بما كه سوخته ایم از شرار عشق،
نام گناهكاره رسوا! نداده بود

بگذار تا به طعنه بگویند مردمان،
در گوش هم حكایت عشق مدام ما
“هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جریده عالم دوام ما”

متن ترانه تب تند


از تب تند من نترس که عاشق چشات منم

هزار سالم بیاد بره کم نمیشه از خواستنم

از تب تند من نترس که یه روزی هوس بشم

از تو به قیمت جونم محاله که دست بکشم

مگه نمی بینی چشام بارونی خواستنته

دارم حسودی می کنم به پیرهنی که تنته

مگه نمی دونی دلم دلتنگ با تو بودنه

غصه ی هیچ چیزو نخور عشقت همیشه با منه

پیام های بی ربط

پیام ها:

1-مرگت درست از لحظه یی آغاز می شود که در برابر آن چه مهم است، سکوت می کنی.

2-تصميم گرفتم آنقدر كم ياب شوم تا دلي برايم تنگ شود. ولي افسوس فراموش شدم .

3-کاش همیشه در کودکی می ماندیم تا به جای دلهایمان سر زانوهایمان زخمی میشد.

4-منتظر نباش که کسی برایت گُل بیاورد خاک را زیر و رو کن بذر را بکار از آن مراقبت کن گُل خواهد داد.

5-درد ” را از هر طرفش بخوانی درد است

دریغ از “درمان” که عکسش ” نامرد ” است . . .

نامه تولد

فرید ابدی

برای تولد بانو سمیعی


از برایت نامه ای اینک نوشتَم, مهرَبان

نامه را همراهِ قلبم می فرستم همزمان

هدیه گَر با دلگُشایی این دلم نجوا کند

قلب من با هر تپِش تبریک گوید بی امان


سروده ای از استاد خوبم جناب لولی وش

هر وقت آمدید کمی دل بیاورید

هر وقت آمدید کمی دل بیاورید 
صبرم شکست کاش که آتل بیاورید 

انگشتهای روز شمارم به دَه رسید 

لطفا قلم ، و َ کاغذ ِ باطل بیاورید 


در زیر پای ساعت من کوچه سبز شد
شادم کنید وُ بر لب ما کِل بیاورید 

مفعول منم ، روی لبم فعل ِ بوسه مُرد 
لختی شتاب کنید فاعل بیاورید ! 

از قاه قاه ِ خنده ی مهتاب خسته ام 
بر این دهان ِ مسخره گر  گِل بیاورید 

از این هلال ِ ماه امیدی نمی چکد 
شاید شما شبی رخ ِ کامل بیاورید !

شب و تنهایی


فرید ابدی

زلال

--------------------------

شبی تنها

مرا یادت سفر ها برد

ز اینجا تا به رویایی چه زیبا برد

به یادت من, پرستو وار ز غم هایم گذر کردم

و چون پیچک به آغوشت کشیدم باز

تنم بیگانه شد در من

فنا شد تن



غزل  نامه (فرید ابدی)

فرید ابدی

نامه

---------------------------------------

او رفت و برای من, چه محجوب نوشت

از رنج عذاب و صبـــــر ایـــــوب نوشت


آن یـاور مــــؤمنم به مـن, لطف نمـود

تکلیــف گنــاه کــرده, مطلوب نوشت


گر در رهِ او ز مــــــن خطایی سر زد

یارم ز گذشته ها بسی خوب نوشت


او رفت و خـــــــدای ما نگهدارش باد

بنگر که سلام خود به اسلــوب نوشت


اینک ابدی به کـــــــــــــــوی دلدار روم

من بنده ی آن شهم,که محبوب نوشت