شب و گیتار و تنهایی (فرید ابدی)

تو هرشب دعوتی به جشن تنهایی  /  یه گیتار و تبُ و تا صبح بیــــــــــداری

farideternal@yahoo.com

شب هایم بارانیست.. (فرید ابدی)


رسیده ساعت باران، دوباره حوضِ دلتنگی

به زیرِ چترِ این خانه، همین آلونکِ سنگی

تو را دیدم ولی افسوس، صدا در حنجره خشکید

شبیهِ شاعری تنها، که شعرش را کسی نشنید

اَلا اِی نرگس فَتّان، قسم به حُرمِ اِحساسم

نگاهم را کمی دریاب، تو اِی گلبرگِ حَسّاسم

به ناچاری دُچارم من، ندارم هیچ درمانی

نشستم تا که بازآیی، در این شبهایِ بارانی

فرید ابدی

farideternal@yahoo.com

لینک ثبت شده این سروده در انجمن ترانه سرا ها و شعر تک


پرواز عاشقانه

چه عاشقانه پروازیست

کوچ یار از کوچه های دیدار

وقتی که عشق مجالی برای ماندن نمیدهد...

فرید ابدیـ..


بی ربط : بد ترین درد ،دردِ احساساتی بودنه
یکی بود که ای کاش نبود..

کاش :(

با آبــــــــــــــــــــــــــــ شدن برف های حیاتم

عیبهام رو دیدی و ازم متنفر شدی...


بانو!!!!!

کـــــــــــــــــاش اصلا، نمی تابیدیــــــــــــــــــــــ...

فرید ابدی

farideternal@yahoo.com