قایق کاغذی (فرید آزاد)
اومدی همراه من تا کوچه های کودکی
یاد اون لبخند شیرین، یاد طعم پولکی
تا برات از عشق خوندم دل شده محکوم عشق
گفتمِت عاشقترینم قاصد معصوم عشق
ساختم یک قایق از تک نامه های عاشقی
با همون نامه ی آخرحس عطر رازقی
جانمازم سمت تو، محراب شد قایقِ عشق
ناخدایی کردم آخر تا شدم لایقِ عشق
قایق کاغذی افسوس رفت تا مرز جنون
تو هجوم باد و بارون قایقم شد سرنگون
ناخدای کاغذی رو حسرت دریا سوزوند
شرح این رسواییم رو زاغ پیری، قصه خوند
فرید آزاد
FARIDETERNAL@YAHOO.COM
ثبت شده
+ نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 2:59 توسط فرید آزاد
|